
منتقد واقعی سینما، گذشت زمان است.

گزارش جشنواره لومیر ۲۰۲۶
کلود للوش، شصت سال پس از «یک مرد و یک زن»
صبح امروز، پیش از نمایش فیلم یک مرد و یک زن (Un homme et une femme)، کلود للوش، فیلمساز ۸۸ساله فرانسوی، در جشنواره لومیر مقابل تماشاگران ایستاد و با شوخطبعی گفت:
«شما اکنون پسری ۲۶ساله را مقابل خود میبینید. من وقتی این فیلم را ساختم، ۲۶ سال داشتم.»
شصت سال از ساخت فیلمی میگذرد که زندگی حرفهای للوش را دگرگون کرد؛ فیلمی که به گفته خودش، پس از شش تجربه سینمایی نهچندان موفق ساخته شد، درست در زمانی که حتی درباره ادامه فعالیتش در سینما تردید داشت.
او از روزهایی گفت که زیر بار بدهی بود و برای ساخت این فیلم ناچار شد خطرهای بسیاری را بپذیرد.
«نمیتوان یک معجزه را توضیح داد. این فیلم تمام شرایط لازم را یکجا داشت. من پیش از آن شش فیلم ساخته بودم که واقعاً شکستخورده نبودند، اما مخاطبان خودشان را پیدا نکرده بودند. از خودم میپرسیدم آیا اصلاً برای این حرفه ساخته شدهام؟»
للوش با قدردانی از ژانلویی ترنتینیان و آنوک امه، دو بازیگر اصلی فیلم، گفت آنها نخستین ستارگانی بودند که پیشنهاد همکاری او را پذیرفتند. سپس با طنز همیشگیاش اضافه کرد:
«هرگز نمیتوانم بهاندازه کافی از تمام کسانی که به من نه گفتند تشکر کنم؛ چون همین نه گفتنها باعث شد به کسانی برسم که به من بله گفتند.»
اما بخش تأملبرانگیز سخنان او به جایگاه جشنواره لومیر و مفهوم تماشای دوباره فیلمها اختصاص داشت.
«میدانید چرا این جشنواره را دوست دارم؟ چون فیلمهایی هستند که دیدهایم و فیلمهایی که دوباره به تماشایشان میرویم. و آنهایی که دوباره میبینیم، بهترین فیلمها هستند؛ درست مثل آدمهایی که دلمان میخواهد دوباره ملاقاتشان کنیم.»
او از تیری فرمو برای ایجاد جشنوارهای تشکر کرد که امکان بازگشت به آثار محبوب تاریخ سینما را فراهم میکند و سپس جملهای گفت که شاید بتوان آن را یکی از زیباترین توصیفها از فلسفه جشنواره لومیر دانست:
«منتقد واقعی، گذشت زمان است.»
به باور للوش، فیلمهایی که از دههها عبور میکنند و همچنان تماشاگر دارند، ارزش خود را در طول زمان نشان میدهند. او خوشحال بود که یک مرد و یک زن نیز در میان آثاری قرار گرفته که مردم هنوز میخواهند بارها به تماشایشان بنشینند.
للوش در بخشی احساسی از سخنانش به همکارانی اشاره کرد که دیگر در میان ما نیستند؛ از جمله آنوک امه، ژانلویی ترنتینیان، پیر بارو و نیکول کروآزی.
«امیدوارم هر جا که هستند، آنها هم خوشحال باشند که امروز صبح، ساعت یازده، هنوز آدمهایی برای تماشای این فیلم آمدهاند.»
او سپس درباره پنجاهویک فیلمی که در طول زندگی حرفهای خود ساخته، جملهای گفت که شاید بیش از هر توضیح دیگری نگاهش به سینما را آشکار میکند:
«من ۵۱ فیلم ساختهام، اما در واقع فقط یک فیلم ساختهام؛ در ۵۱ لحظه متفاوت.»
للوش توضیح داد که فیلمهایش بازتاب مشاهدات، احساسات و نگاه او به زندگی در دورههای مختلف بودهاند.
او همچنین از پروژه بعدی خود سخن گفت؛ فیلمی درباره جهان امروز و تعلیق بزرگی که بشریت با آن روبهروست. جهانی که به گفته او تمام ابزارهای لازم برای ساختن دنیایی بهتر یا شتاببخشیدن به پایان خود را در اختیار دارد.
با اشارهای طنزآمیز به آلفرد هیچکاک گفت:
«حالا که هیچکاک دیگر اینجا نیست تا فیلمهای تعلیقآمیز بسازد، تصمیم گرفتهام خودم فیلمی درباره این تعلیق بزرگ که در انتظار ماست بسازم.»
اما پایان سخنانش بار دیگر به عشق او به سینما بازگشت.
للوش گفت در طول سه روز گذشته، با دیدن تماشاگران خوشحال در نمایش فیلمهایش، احساس کرده رؤیایی را زندگی میکند.
«سینما برای همین وجود دارد؛ برای خوشحالکردن آدمها.»
و در پایان، پیش از آنکه تماشاگران را به دیدن دوباره یک مرد و یک زن دعوت کند، گفت:
«از زمان حال لذت ببرید، چون تنها چیزی است که به ما تعلق دارد و پیر نشده است. و به همین دلیل است که سینما، زمان حال را به شکلی شگفتانگیز ثبت میکند.»
سپس با لبخند از تماشاگران خداحافظی کرد:
«همه شما را در آغوش میگیرم و شاید سال آینده، برای ماجراهای دیگری، دوباره یکدیگر را ببینیم.»


